یادداشت الهام قانعی درخصوص آمادگی روانی بر فعالیت بدنی
در ُبعد فيزيكى مديتيشن و مراقبه باعث طولانى تَر شدن روند آنابوليك يا سلول سازى مي شود و به نوعى مانع روند كاتابوليك (مرگ سلولى) يا فرو ريختگى مي شود. اين دقيقا به خاطر خاصيت پذيرنده بودن سلول هاي...
پایگاه خبری ورزش زنان ایران- الهام قانعی؛ زمانى که سطح برکه آرام است ما تقریبا می توانیم کف برکه را مشاهده کنیم و زمانى که سطح برکه آشفته باشد به سختى ممکن است ما زیر آب را ببینیم .دقیقا به همان شکل زمانى که ذهن ما آرام است و به موضوعی فکر نمی کنیم و امیال خود را کنترل می کنیم می توانیم خود را ببینیم و این دقیقا همان یوگا است .
ما می توانیم آشفتگى هاى ذهنمان را کنترل کنیم چه از درون چه از بیرون. از درون به روى خود متمرکز می شویم . زمانى که ما هر تحرکی مثل رالىِ توپ تنیس(اصطلاحا پاس کار ِى مستمر یک توپ بدون خطا ) ، دارت یا گلف را با تمرکز انجام می دهیم باقى فکرهادر سرمان خاموش می شود . زمانى که حس می کنیم آن روز خوب بازى کردیم دلیل داشتن تمرکز بیشتر برای صحیح بازى کردن است . بله ، این خوشحالی به خاطر تمرکز ذهن بوده.
در آن زمان تمام نگرانى ها و مشکلات دنیا در ذهن ما ناپدید می شود. توانایی تمرکز ذهن در همه ى انسان ها به طور ذاتى وجود دارد و یک اتفاق عجیب و فوق العاده نیست . همواره تمام توانایی هاى لازم براى خاموش کردن افکار اضافه را داریم ، زمانى که ذهن ما بر روى موضوعى متمرکز باشددیگر گیر زمان حس نمی شود و این همان حوزه ى زمان حال ابدی ست . زمان چیزى جز تغییر ذهن بشر نیست . زمان ، فضا و علیت و تمام تجارب بیرونى مخلوق ذهن بشر است.
تمام خوشحالى که از طریق ذهن مان به دست مى آوریم موقت و زود گذر است و طبیعت محدودى دارد. براى رسیدن به خوشحالى ماندگار و صلح مطلق باید اول چگونه آرام کردن ذهن را یاد بگیریم تا بتوانیم تمرکز کنیم و از ذهن فراتر برویم. با تمرکز به روی درون خود ما می توانیم تجربه ى یک تمرکز عالى را عمیق تَر کنیم. این حالت را مدیتیشن میگوییم. مدیتیشن چیزى نیست که بتوان آن را توصیف کرد ، مدیتیشن یک حال و احوال است . حس کردنى . گفتنش مانند گفتن رنگ براى یک شخص نابیناست.
تمام تجربه هاى معمولى بشر در ابعاد زمان ، فضا(مکان) و علیت . آگاهى و فهم عادى ما فراتر از مرزها نمی رود. آگاهى و فهم عادى ما فراتر از مرزها نمی رود مگر با تمرکز. تجارب که محدود در زمان حال و گذشته و آینده باشد نمی توان متعالى باشد . مفهوم زمان خیالى است ، چون پایدار نیست . زمان حال بسیار کوچک و زود گذر است . گذشته و آینده در زمان حال وجود ندارد . ما در زمان خیالى زندگى می کنیم.
حالت مراقبه از تمام محدودیت ها فراترمی رود،در آن گذشته و آینده بى معناست. فقط هوشیار ىازخویشتن،(من هستم) در زمان حال ابدى. این حالت تنها زمانی که تغییر و تحول هاى ذهن آرام است ممکن می شود ، شبیه این وضعیت به این حالت، خواب عمیق است.
تجربه ی خواب عمیق ، جایی که زمان و مکان و علیت وجود ندارد. با این حال مراقبه با خواب عمیق فرق دارد، از این رو که مستقیما تغییر عمیقی در روان و روحیه إیجاد می کند. با محدود کردن و آرام کردن نوسانات ذهن ،مراقبه باعث صلح و آرامش ذهنى می شود. در ُبعد فیزیکى مدیتیشن و مراقبه باعث طولانى تَر شدن روند آنابولیک یا سلول سازى می شود و به نوعى مانع روند کاتابولیک (مرگ سلولى) یا فرو ریختگى می شود. این دقیقا به خاطر خاصیت پذیرنده بودن سلول های بدن است. هر کدام از سلول هاى بدن ما از طریق غریضه ى ضمیر نا خود آگاه ما اداره می شود . سلول ها هم آگاهى فردى و هم آگاهی جمعى دارند.
زمانی که افکار امیال به درون ما ریخته می شوند سلول ها به همان جهت فعال می شوند . بدن ما همیشه فرمان ُبردار تقاضا یا دستور گروه است. به طور علمی ثابت شده که افکار مثبت ، نتیجه اى به جاى می گذارند.
از آنجا که مراقبه حالت مثبت ذهن ما را طولانى تَر می کند تأثیر آن در طولانى مدت در همه ى ابعاد زندگی حس می شود. مدیتیشن یا مراقبه یاد گرفتنى یا یاد دادنى نیست . مثل اینکه بگوییم خواب دیدن یاد گرفتنى ست . مراقبه و خواب هیچ یک یاد دادنى نیست. آدم در هر دو این حالات فرو می رود. البته نکته هاى دقیق و مشخصى براى تکنیک هاى انجام مدیتیشن وجود دارد.
نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید.