به گزارش افرا ورزش، شکست ۱۱ بر صفر تیم فوتبال جوانان دختر ایران مقابل ژاپن در رقابتهای مقدماتی قهرمانی آسیا، واکنشهای گستردهای را در جامعه ورزشی به دنبال داشته است.
تیم فوتبال جوانان دختر ایران روز یکشنبه 19 مرداد 1404 در مسابقات مقدماتی قهرمانی آسیا با نتیجه ۱۱ بر صفر برابر ژاپن شکست خورد.
شکستی که از شکاف عمیق زیرساختی، آموزشی و مدیریتی بین فوتبال بانوان ایران و قدرتهای قاره پرده برداشت و بار دیگر اهمیت توجه به مربیان سازنده و سیستماتیککردن فوتبال پایه را یادآور شد.
این نتیجه نهتنها از لحاظ عددی تلخ است، بلکه سندی آشکار از عقبماندگی ما در فوتبال زنان، بهویژه در ردههای پایه، محسوب میشود.
حتی اظهارات نیلوفر اردلان سرمربی تیم ملی فوتبال جوانان زیر بیست سال ایران درباره این که این بازی، تجربیات مفیدی به همراه داشته برای کم کردن از فشار این شکست نزد افکار عمومی کافی نبود.
ویدئوی گلی که تیم ایران از راه دور و مبتدیانه دریافت کرده روز یکشنبه 19 مرداد 1404 به شکلی گسترده در رسانهها و شبکههای اجتماعی وایرال شد.
شکست یازده بر صفر برابر ژاپن، آینه را در برابر فوتبال زنان ایران قرار داد تا ببیند تا چه اندازه با رقبای خود در شرق آسیا اختلاف سطح دارد.
اما این اختلاف سطح از کجا ناشی میشود و چطور میتوان برای کاهش آن گام برداشت؟
ریشههای تفاوت فوتبال زنان ایران و ژاپن
-
زیرساختها: در ژاپن، فوتبال دختران از زمینهای استاندارد، باشگاههای فعال و لیگهای سراسری در تمام ردههای سنی بهرهمند است. در ایران، حتی بسیاری از تیمهای پایه زمین تمرین ثابت و امکانات اولیه ندارند البته اگر تیم پایهای وجود داشته باشد!
-
برنامهریزی و آموزش: ژاپنیها از سالها پیش بر آموزش مداوم و هدفمند سرمایهگذاری کردهاند؛ اردوها، بازیهای تدارکاتی بینالمللی و حضور در تورنمنتهای متنوع بخشی از مسیر رشد بازیکنانشان است. در ایران، این روند غالباً به اردوهای کوتاهمدت و مقطعی محدود میشود.
-
مربیان سازنده و بهروز: گستردگی جغرافیایی ایران و تنوع جمعیت، نیاز جدی به مربیان بادانش، سازنده و بهروز را دوچندان میکند. مربی باانگیزه و مسلط به روشهای مدرن، نهتنها بازیکن باکیفیت پرورش میدهد، بلکه میتواند استعدادهای شگرف را در نقاط مختلف کشور شناسایی و هدایت کند. بدون این سرمایه انسانی، حتی بهترین امکانات نیز نتیجهای پایدار نخواهد داشت.
-
اقتصاد فوتبال زنان: در ژاپن، حمایت بخش دولتی ورزش از یکسو و اسپانسرها موجب شده فوتبال زنان جایگاهی تثبیتشده پیدا کند اما در ایران، فوتبال زنان دارای ساختار اقتصادی باثباتی نیست و به تصمیمات مقطعی و سلیقهای چه در ساختار سازمانی و چه در باشگاههای خصوصی وابسته است.
شکست سنگین برابر ژاپن و خطر روانی
چنین شکست سنگینی برای بازیکنان جوان تیم فوتبال زیر 20 سال ایران، اگر بدون تحلیل و حمایت رها شود، میتواند به کاهش شدید اعتمادبهنفس منجر شود.
در مقابل، اگر بهعنوان تجربهای ارزشمند و زنگ هشدار دیده شود، میتواند انگیزهای برای تلاش بیشتر باشد—به شرطی که سیستم پشتیبانی و مسیر رشد مشخص وجود داشته باشد.
وظیفه رسانهها و مردم، نقد منصفانه و واقعگرایانه است، نه سرزنش و تمسخر. برخورد احساسی و فضای منفی در شبکههای اجتماعی، تنها فشار روانی را بر بازیکنان افزایش میدهد و انگیزه آنها را از بین میبرد.
این شکست، یک باخت ساده نبود؛ هشداری است که میگوید برای جبران فاصله با قدرتهای آسیا، باید از پایه شروع کرد—با زیرساخت استاندارد، برنامهریزی بلندمدت و مهمتر از همه، پرورش مربیان با دانش و انگیزه در سراسر کشور.






